تبليغاتX
 Persian Gulf
 Persian Gulf
تـا انـتهــــــــا

گر حکم شود که مست گیرند آیا فقط کروبی و بوش را گیرند؟

درباره لنگه کفش پرانی که اخیرا و بعد از اقدام انقلابی الزیدی داره باب می شه قبلا گفتم بازم هم می گم کار زیدی ظاهری زشت و باطنی زیبا داشت اما در هر صورت خشت کجی بود که بنا گذاشته شد و این دیوار کج تا ثریا می رود کج تر خواهد شد.

قطعا اگه قرار باشه پرتاب لنگه کفش تو مملکت باب بشه هیچ مقامی باقی نمیمونه که مورد هدف لنگه کفش ها قرار نگیره و از لنگه کفش در امان بمونه ضمن اینکه به عنوان یه توصیه امنیتی هم باید گفت کفش تنها چیزیه که نمیشه از آدما جداش کرد و اگه کیف و کتاب و واکمنو این چیزا رو میشه از افراد گرفت نمیشه بهشون گفت کفشاتون رو هم بدین هرچند بعضیا دوست دارن شانشون در این حد پایین بیاد که جتی تو دستشویی هم پابرهنه بفرستنشون.

بنابراین کسانی که اقدام الزیدی رو حماسه و انقلابی نامگذاری کردن باید بدونن که همون تائیدات باعث شد یکی از همین لنگه کفش ها از غیب به صفار هرندی اصابت کنه و اگه چند روز پیش دوتا خبرنگار و عکاس تازه کار با ظاهر سازی سنارویی " من میندازم تو عکس بگیر" رو مقابل کروبی اجرا کردن بعید نیست فردا پس فردا این سناریو علیه خیلی های دیگه تکرار بشه.

جلو اشتباه رو هروقت بگیری نفع بردی و این نظرشخصیه منه که اگه قرار باشه حرمت ها شکسته بشه دیگه حرمتی باقی نمی مونه و شاید زمانی متوجه بشیم که با تبلیغ و تکرار یه کار غلط مرتکب اشتباه بزرگتری شدیم که خیلی دیر شده باشه.

مگر اینکه اعتقاد داشته باشین که مرگ فقط واسه همسایست و گر حکم شود که مست گیرند فقط جرج بوش و مهدی کروبی رو می گیرند!!

!! نوشته شده توسط | 14:30 | یکشنبه سوم آبان 1388 •

تجربه مبهم

امروز بعد از ۶ ماه و  اندی به مجلس رفتم.

همه چیز برام تازگی داشت.

از همون جلوی در راه رو عوض کرده بودن و در ورودی به چند متر جلو تر منتقل شده بود.

نهار خبرنگارا که ۱۰۰ تومن بود درست در روزی مجلس به آزاد سازی قیمت ها رای داد با افزایش ۳۰۰۰ درصدی ۳۰۰۰ تومن شد.

دیدار با رفقا و دوستان و همکاران قدیم لطف دیگه امروز بود هرچند

با اجازتون از هر ۵نفر ۳نفر ناشناس و یا ناشناخته بودن.

با این حال مردم از بس چند جمله تکراری رو درباره علت رفت و برگشتم به هرکس که می رسیدم می گفتم.انقدر این سوال تکراری رو شنیدم که بدم نمی اوومد همه رو جمع کنم یه بار قضیه رو بگم.

خلاصه علت رفتنم که معلوم بود اما علت برگشت کاملا شخصی و خانوادگی بود.

به ۶ماه گذشته مثل یه تیکه از یه کتاب نگاه می کنم که اول و آخر این کتاب وجود نداره با اشاره به اون مصرع که میگه "اول و آخر این کهنه کتاب افتاده است".

حالا برگشتم و دوباره همون راه و همون مسیر رو ادامه می دم.

به نظرم تو عرصه خبر مسیر بازه و میتونم بیش از این و بهتر از این کار کنم.

تصمیم قبلیم رو هم به حساب یه "تجربه مبهم" میذارم که شاید ۵سال دیگه معلوم بشه درست بود یا غلط.

شاید روزی "ناگفته ها"ی سفرم و البته خاطره ها و حاشیه های اون رو همین جا نوشتم.

اما در هر صورت هنوز هم در وضعیت "اچمزم".

 

!! نوشته شده توسط | 10:46 | یکشنبه نوزدهم مهر 1388 •

اعتراف2/حبيب كاشاني

حبيب كاشاني دوباره به پرسپوليس برگشت.

اين خبري بود كه از شنيدنش خوشحال شدم البته يادمه زماني كه ابتدا كاشاني مديرعامل شده بود به شدت نسبت به اون سمپاتي پيدا كرده بودم چون فكر مي كردم فقط به خاطر مسايل سياسي به اونجا اوومده و البته شايد دليلش همون باشه اما بعد از يكي دو ملاقات كه باهاش داشتم و البته ديدن كاراشو نتايجش به سيستم مديريتش علاقه مند شدم هرچند اگه از من و كاشاني و يه بنده خدايي كه واسطه ما بود دليل بركناريشو از پرسپوليس بپرسين همه متفق ال قول مصاحبش با من رو مي گيئ اما اون مصاحبه رو سال 86 انجام دادم و يكي دو روز بعد زمزمه بركناريش مطرح و چند هفته  بعد هم كاشاني بركنار شد!!

 

حبیب کاشانی: در یک معامله مرا مدیر عامل پرسپولیس کردند

در یکی از خیابان های خلوت و آرام تهران در حوالی میدان پیروزان ساختمانی 5 یا 6 طبقه قرار دارد، ساختمان باشگاه فرهنگی و ورزشی پیروزی یا همان پرسپولیس با میلیون ها هوادار!

پرسپولیس امسال یکه تاز لیگ است و برای حریفان سمفونی مرگ می نوازد! فرصتی دست داد تا با مرد اول باشگاه رو در رو به گفتگو بنشینیم و درباره همه چیز صحبت کنیم!!

از همان درب ورودی تا دفتر مدیر عامل همه چیز سرخ است. از میزها و دیوارها تا پرده ها و مبل ها وحتی کف پوش ساختمان.

حدود 40 دقیقه انتظار هم به پایان رسید تا جلسه فوق العاده افشین قطبی با کاشانی خاتمه یابد و مصاحبه آغاز شد.

کاشانی بسیار جدی و محکم با این جمله که به هر سوالی که به ضرر باشگاه باشد جواب نمی دهم آمادگی خود را برای پاسخ به سوالات اعلام کرد اما در جریان مصاحبه به همه سوالات پاسخ گفت!!

قطبی را به تیم ملی می دهیم

بحث هایی درباره احتمال مذاکره با افشین قطبی برای تصدی سرمربیگری تیم ملی مطرح است این موضوع به موفقیت پرسپولیس صدمه نمی زند؟

آقای قطبی از فوتبال ما شناخت کافی دارند وحدود 4 ماه است به ایران آمده و به نظر ما در چند ماهی که لیگ و تیم ملی همزمان با هم بازی دارند مشکلی متوجه باشگاه نمی شود و اگر صلاح باشد آقای قطبی سرمربی تیم ملی کشور شوند، گمان نمی کنیم ضرری به پرسپولیس برسد. در شرایط فعلی قطبی هم با پرسپولیس است هم با تیم ملی و اگر زمانی قرار شد از تیم ما جدا شوند تفکرات قطبی در تیم است و پرسپولیس از این تفکرات بهره مند خواهد بود.

با آقای قطبی مذاکره ای شده است؟

تا الان هیچ صحبتی نشده و اگر فدراسیون فوتبال از ما این تقاضا را داشته باشد هیات مدیره پرسپولیس تصمیم نهایی را خواهد گرفت.

آقای قطبی مرتب قول قهرمانی پرسپولیس در لیگ برتر را می هند در حالی که قهرمانی پرسپولیس در لیگ چیز غیر عادی و فوق العاده ای نیست. آیا برای آسیا برنامه ریزی کرده اید؟

جایگاه پرسپولیس با توجه به هوادارانش و سابقه گذشته واقعا در آسیا خالی است اما قطبی سرمربی تیم است و با توجه به استعداد باشگاه اعلام کرده  در لیگ قهرمان می شویم . البته تا الان هم حدود 35 درصد قول قطبی محقق شده یعنی از 75 امتیازی که قطبی گفته ما به 25 امتیاز دست یافته ایم و با برنامه ریزی که داریم سعی می کنیم به این هدف دست یابیم. در رابطه با آسیا هم باید بگویم که هدف اصلی ما قهرمانی در لیگ امسال است اگر قسمت باشد در جام باشگاه ها شرکت کنیم برنامه کاملی خواهیم ریخت تا موفق شویم.

 

انصاری فرد در باشگاه زحمت کشید

آقای کاشانی چند سوال غیر کلیشه ای اگر موافق باشید؟ برای پرسپولیس حاشیه هم درست می کنند؟

چه کسانی؟

 مثلا در بحث نقل و  انتقالات مطرح بود که آقای انصاری فرد موانعی در راه پیوستن برخی بازیکنان ایجاد کردند!؟

آقای انصاری فرد در باشگاه زحمت کشیدند و تا الان هم ما با ایشان مشکلی نداشته ایم . من اینجا همچنین از مدیران عامل قبل از خودم تشکر می کنم.

 مردم برای اشخاص به استادیوم نمی آیند

تیمی که آقای پروین تشکیل داده اند فکر نمی کنید انشعابی در بین پرسپولیس و هوادارانش ایجاد کند؟

فکر نمی کنم! چون پرسپولیس هویتی مشخص دارد و فکر نمی کنم مردم برای اشخاص بیایند و جمع شوند. نگاه کنید اگر پرسپولیس قشنگ بازی کند وسط هفته هم که باشد، 90 هزار نفر به ورزشگاه می آیند .یا ماه رمضان هم همینطور و اگر هم بازی زیبا نباشد تماشاچیان نخواهند آمد و البته چیزی که هواداران یک تیم را به ورزشگاه ها می کشاند همان هویت باشگاه ها است.

آقای کاشانی از زمانی که شما مدیر عامل پرسپولیس شده اید، هنوز طعم شکست را نچشیده اید. آیا برای روز باخت فکری کرده اید تا تیم به بحران نخورد؟

وقتی قطبی اعلام می کند از 102 امتیاز ما با 75 امتیاز قهرمان می شویم یعنی ما 27 امتیاز را خط زده ایم. به نظر ما در لیگ ممکن است باخت هم باشد اما ما تلاش می کنیم پیروز باشیم . ما نگفته ایم 102 امتیاز را کسب می کنیم بنابراین ما هم به تساوی فکر کرده ایم و هم به شکست. اما تلاش می کنیم یک رکورد دست نیافتنی را در شکست ناپذیری به جا بگذاریم.

برنامه ای برای دعوت از تیم های سرشناس یا اردو در کشورهای خارجی دارید؟

دوستان ما در حال تلاش هستند تا بتوانیم در نیم فصل با هدف درآمدزایی تیم های خاصی را دعوت کنیم . گزینه هایی را در نظر داریم  به شرطی که بازی با آن تیم ها برای ما درآمدزایی داشته باشد.

پس به بازی با تیم های بزرگ فکر نمی کنید؟

ما به بازی با هر تیمی که برای ما درآمد داشته باشد فکر می کنیم . در این رابطه باید به حضور بایرن مونیخ در کشور اشاره کنیم. در آن موقع شاید نیاز بود که ما  تماشاچی به  استادیوم بیاوریم اما امسال برای بازی پرسپولیس با یک تیم پایین جدول، 70 هزار نفر تماشاچی می آیند بنابراین ما در حال حاضر فقط به فکر تامین منابع مالی برای باشگاه هستیم.

 نمی خواهیم سربار دولت باشیم

بحث مالی را مطرح کردید. آیا کمک های سازمان تربیت بدنی به پرسپولیس ادامه دار خواهد بود؟

آقای علی آبادی قول داده اند که به پرسپولیس کمک شود و به همان اندازه ای که به استقلال هم کمک می شود به ما هم کمک می کنند اما ما خودمان هم به فکر یافتن راه های درآمدزایی هستیم و نمی خواهیم سربار دولت باشیم.

 

نامه نگاری یک سازمان نظارتی درباره 2 شغله بودن

بحث دو شغله بودن شما را مطرح می کنند. آیا در کارتان تداخلی ایجاد شده است؟

یکی از سازمان های نظارتی برای من نامه ای  ارسال کرد و من هم استدلال های خودم را بیان کردم . من معلمم و مامور شده ام به سازمان تربیت بدنی و هفته ای 2 روز هم در شورا هستم و عضویت در شورای شهر را نیز شغل نمی دانم. در هر صورت من تابع قانون هستم اما هنوز پاسخی از آن سازمان نیامده است.

 بحثی را هم مطرح کرده بودند که از امکانات شورای شهر برای پرسپولیس استفاده می شود؟

آن خبرگزاری که این خبر را داده اگر به صراحت مورد را بگوید من جواب خواهم داد. شورای شهر یک نهاد نظارتی است و اجرایی نیست و شورا هیچ اختیاری از نظر منابع مالی و امکانات ندارد و خود شورا بودجه اش را از شهرداری می گیرد و در آن جایی برای کمک به اشخاص وجود ندارد.

کاندیداتوری شما در انتخابات مجلس چه قدر جدی است؟

من تا سه سال و نیم آینده در شورای شهر ماموریت دارم و نماینده مردم هستم و تعهد دارم. به همین دلیل تا پایان دوره در شورای شهر خواهم بود.

تعداد طرفداران پرسپولیس بیشتر است یا استقلال؟

در بازی پرسپولیس و  استقلال امسال که استقلال میزبان بود تعداد جمعیت استادیوم نشان می دهد که جمعیت هواداران ما بیشتر است. در آن بازی 65 درصد ورزشگاه پرسپولیسی بودند اما مهم این است که پرسپولیس و استقلال از پرطرفدارترین تیم های دنیا هستند و این تعداد تماشاگر برای پرسپولیس واقعا منحصر به فرد است.

 

حمایت پرسپولیس از کاندیداتوری علی آبادی

نظر شما درباره کاندیداتوری آقای علی آبادی در انتخابات فدراسیون فوتبال چیست؟

قانون به آقای علی آبادی اجازه داده که کاندید شوند و ما هم به قانون احترام می گذاریم و در جلسه هیات مدیره نیز ما این موضوع را مورد بحث قرار دادیم و تصمیم گرفتیم که به عنوان باشگاه پرسپولیس از حضور ایشان حمایت کنیم.

 

 

در یک معامله مدیرعاملی را پذیرفتم

حکم شما دو ساله است؟

بله

برنامه شما برای ماندن یا نماندن در پرسپولیس چیست؟

من سرباز هستم. به من گفتند بیا اینجا کار کن آمدم و هر زمان هم بگویند نباش، نخواهم بود . من برنامه دو ساله دارم.

خود شما تصمیم به ماندن دارید؟

اگر از من باشد، نه.

چرا؟

خوب دیگر.

پس چرا این سمت را قبول کردید؟

سوال خوبی است. فکر می کنم در یک معامله این پست را پذیرفتم. اما امروز می بینم که نمی توانم به پرسپولیس کمک زیادی بکنم. فکر می کنم بهتر است کس دیگری بیاید که از من بهتر کار کند.

یعنی بعد از پایان فصل استعغا می دهید؟

بله

اگر از شما بخواهند بمانید، چطور؟

سعی می کنم دوستانی را که از من می خواهند بمانم، مجاب کنم که از شخصیت های دیگر استفاده کنند.

دلیل خاصی دارد؟

فکر می کنم مدیران ورزشی خوبی داریم که توانایی علمی و تجربه خوبی دارند. آنها بهتر می توانند کمک کنند.

نظر شما درباره ورود چهره های سیاسی به ورزش و ورود چهره های ورزشی به سیاست چیست؟

شورای شهر نهادی نظارتی است نه سیاسی.

اما شما چهره ای سیاسی هستید؟

لطف شماست. گذشته من این نظر شما را تایید نمی کند .چون من 24 سال سابقه کار در آموزش و پرورش دارم و در هیچ حزب و گروهی هم فعالیت نکرده ام. فقط در بسیج بوده ام و اگر شما بسیج را سیاسی می دانید، بله در غیر اینصورت من در هیچ حزبی نبوده ام.

پرسپولیس بازیکن یاغی هم دارد؟

یاغی یعنی چه؟

یعنی سرکش یعنی حرف گوش نکن!

در همه جای دنیا آدم های سرکش هستند.

راهکار شما چیست؟ آیا برخورد چکشی را در قبال بازیکنان سرکش به کار می گیرید یا راه دیگر؟

برخورد چکشی را نیز باید برای من معنی کنید!

یعنی همان اقدامی که در رابطه با شیث رضایی صورت گرفت!

منظورتان چیست؟دو اصل تنبیه و تشویق از اصول مترقی اسلامی است که اگر به جا و مناسب انجام شوند، هر انسان سرکشی را تادیب می کند.

درباره واکنش شما به شیث چه طور!

چه واکنشی نشان داده ام؟

همین که در ترکیب قرار نمی گیرد!

خیر، بحث این نیست که چون رضایی مصاحبه کرده است در ترکیب قرار نمی گیرد. ببینید شیث بازیکن خوبی است و در دو بازی استقلال اهواز و استقلال تهران، آن شیث واقعی نبود و مربی تشخیص داد که برای وارد کردن تلنگر او را روی نیمکت قراردهد. اما برای ما فقط منافع باشگاه در اولویت است و اگر کسی بر علیه مدیران،منافع باشگاه و مربیان صحبت کند، به کمیته انضباطی می رود.

 

یک پیشنهاد برای جذب بازیکن

شنیده ایم که در زمان نقل و انتقال بازیکنان از رئیس جمهور درخواست کمک مالی برای خرید بازیکن داشته اید و ایشان گفته اند در محله ها آگهی بزنید که به "تعدادی بازیکن فوتبال نیازمندیم" و به همین روش بازیکنان خوب و ارزانی را می توانید جذب کنید؟

نخیر، آقای احمدی نژاد در حق ورزش و پرسپولیس لطف دارند و نظر کلی ایشان این است که استعدادهای بسیاری در جامعه نهفته است که باید از آنها استفاده شود اما نه اینکه پرسپولیس برود از محله ها بازیکن جمع کند. این صحبت را ایشان نداشته اند.

خود شما استقلال هستید یا پرسپولیسی؟

من حتما پرسپولیسی هستم.
 
آخر می گویند آقای سعیدلو رئیس هیات مدیره پرسپولیس استقلالی است؟

(با خنده) من نپرسیدم، شما اگر ایشان را دیدید، بپرسید.

  

اگر از جوانان بپرسید می گویند عشق اما من می گویم صمیمیت

آقای کاشانی نظر شما درباره این اسامی چیست؟

1 – علی دایی

اسطوره گل زنی در کشور

2 – استقلال

رقیب رفیق

3 – حسن بیادی

دوست خوب من

4 – فتح الله زاده

مدیر با تجربه

5 – احمدی نژاد

خستگی ناپذیر

6 – پرسپولیس

اگر از جوانان بپرسید می گویند عشق اما من می گویم صمیمیت

7 – سعید لو

پرتلاش

8 – علی آبادی

بی ادعا

9 – قطبی

صادق

10–پروین

اسطوره

11– انصاری فرد

مدیر عامل سابق و پیشکسوت پرسپولیس

12 – شیث رضایی

جوان با استعداد

 

حتما به سرنوشت انصاری فرد دچار میشوم

به عنوان آخرین سوال، می گویند سیاست بی پدر و مادر است. ورزش چطور؟ فکر نمی کنید روزی به سرنوشت انصاری فرد دچار شوید؟

حتما اینگونه می شود شک نکنید هر وقت صلاح بدانند من بروم، حتما می روم.

چه کسی صلاح می داند؟

رئیس سازمان تربیت بدنی

پس احساسات و مطالبات هواداران چه می شود؟خاطرتان هست که با همین حاشیه ها پرسپولیس جام حذفی فصل قبل را از دست داد؟

شاید روزی سازمان به این نتیجه برسد که از طریق نظرخواهی از هواداران مدیر تیم ها را انتخاب کند.

یک خبر خوب هم به ما بدهید؟

بنویسید در پرسپولیس هیچ مشکلی وجود ندارد و همه با شادابی در تمرینات حاضر می شوند و به سمت قهرمانی حرکت می کنیم و حال خوردبین هم خوب است.

!! نوشته شده توسط | 10:36 | چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 •

اقتصاد يا سياست

اسدالله عسكراولادي رو كه ميشناسين از اون مايه داراي روزگار، حبيب الله عسگراولادي رو هم كه ميشناسين از چهره هاي سياسي ايرانه اين دوتا برادرن چند روز پيش تو نمايشگاه رسانه هاي ديجيتال اسدالله رو ديدم خيلي مسخرست كه هركس ميديدش به جاي اينكه واسه معرفيش بگن طرف سرمايه داره طرف ميلياردره ميگفتن داداش عسگراولاديه!!

يه اين نتيجه رسيدم كه سياست يه سر و گردن از اقتصاد بالاتره/

البته مصاديق ديگه اي هم هست/

!! نوشته شده توسط | 8:54 | چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 •

اعتراف(1)

ایام اخیر فرصتی بود تا به نتیجه کارم تو عرصه خبر نگاهی بندازم و خوشبختانه از کارم راضی ام/ هرچند هر خبر با خون دل خوردن خبر میشه و تا وقتی که منتشر بشه باز باید خون دل بخوری و تا چند هفته و چند ماه بعد از انتشارش هم باید استرس تبعاتش رو داشته باشی.


در هر صورت تعدادی از اخبارم رو جمع آوری کردم که با تک تکشون خاطره دارم. البته درد خبرنگارای خبرگزاری ها اینه که شاید هیچ وقت مشخص نشه کدوم خبر نتیجه کاره کدوم خبرنگاره برعکس روزنامه چیا که با نوشتن یه اسم خبر تولیدیه خودشون یا بقیه رو صاحب می شن.

برای شروع این دو خبر رو داشته باشین.

با یکیشون قه قه زدیم و با اون یکی گریه کردیم.

راستش خبر اول مربوط به نصب مایوی یکی از نماینده تو مجلس بود که در درجه اول اصلا ارزش خبری نداشت اما حدود ساعت 11 شب داشتیم با یکی از رفقا وقایع روز و مرور می کردیم که ماجرا رو گفتم و اونم پیشنهاد داد خبرش رو بنویسم.

هر کلمش رو که مینوشتم دلم رو از خنده می گرفتم و یادمه اون بنده خدا هم واسه تنظیمش عباراتی رو می گفت و خودش هم غش میکرد از خنده.

حالا اون خبر یه خاطره شده.

.....

وساطت نماینده زن مجلس: آبروداری کنید و این عکس ها را منتشر نکنید

متعاقب این ماجرا به روابط عمومی مجلس خبر داده می شود که نیروهای خود را برای بردن "مایو"ی این نماینده به محل بفرستند که آنها هم با یک کیسه نایلونی می آیند و لباس مذکور را با خود می برند.

وساطت یک نماینده زن مجلس شورای اسلامی باعث شد گزارش تصویری از لباس زیر یکی دیگر از نمایندگان مجلس در رسانه ها منتشر نشود.

به گزارش خبرنگار ما، ماجرا از آنجا آغاز شد که چند عکاس و خبرنگار پارلمانی مجلس در بخش کمدهای نمایندگان که نزدیک ورودی صحن علنی مجلس قرار دارد، متوجه می شوند یکی از نمایندگان (که نامش محفوظ است) "مایو"ی خود را بر روی در کمدش آویزان کرده است.

این سوژه که برای خبرنگاران و عکاسان هم جالب بود و هم خنده دار، آنها را ترغیب به عکاسی از این صحنه می کند که در این میان یکی از نمایندگان زن متوجه موضوع می شود و از خبرنگاران خواهش می کند که عکس های این ماجرا را منتشر نکنند. وی همچنین به آنها قول می دهد که با نماینده بی مبالات مذکور صحبت کند و در این باره به وی تذکر دهد.

متعاقب این ماجرا به میز روابط عمومی مجلس خبر داده می شود که نیروهای خود را برای بردن "مایو"ی این نماینده به محل بفرستند که آنها هم با یک کیسه نایلونی می آیند و لباس مذکور را با خود می برند.
اما بخش جالب ماجرا این بود که ساعتی بعد، آقای نماینده از راه می رسد و ملاحظه می کند که لباسش نیست و با نگرانی دنبالش می گردد و سراغ "مایو"اش را از میز روابط عمومی- که در آن نزدیکی است- می گیرد! که با تذکر نماینده زن مجلس روبه رو می شود و قول می دهد که دیگر مرتکب این بی مبالاتی ها نشود.
 
گفتنی است بعد از این ماجرا عکاسان رسانه های خبری هر از گاهی به کمد این نماینده سر میزدند تا سوژه های احتمالی را از دست نداده باشند.

..........

اما مثله مطلب بالا یه خبر دیگه هم داشتم که این خبر هم اشکمون رو دراورد اما نه از خنده بلکه از ناراحتی و اون خبر سکته رئیس دفتر امام در اعتراض به هتک حرمت به بیت امام که واقعا لحظه لحظه گرفتن مصاحبه تا زمان نوشتن و وقتیصدای محمد هاشمی رو آیفون بود یکی دو نفری که تو اتاق بودن بغض کرده بودن و چشماشون سرخ شده بود.


اینم از اون خبر:

آخرین جملات آیت الله توسلی در جلسه مجمع تشخیص مصلحت/ محمدهاشمی: او رحلتی شهادت گونه داشت


محمد هاشمی ، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام ، در خصوص چگونگی درگذشت آیت الله توسلی  گفت: براساس آیین نامه مجمع تشخیص ، هرکدام از اعضا می توانند در صورت تمایل ، قبل از شروع جلسه رسمی - که با تلاوت قرآن صورت می گیرد - در مورد مسائل روز به اظهار نظر بپردازند و صبح امروز نیز ، در حالی که آیت الله هاشمی رفسنجانی ،قصد اعلام شروع جلسه رسمی مجمع را داشت ، مرحوم توسلی دست خود را بلند کرد و گفتن قصد بیان چند جمله ای را دارد .

محمد هاشمی افزود: آیت الله توسلی در مورد قضیه اخیر اسائه ادب و توهین به بیت حضرت امام (ره) و حاج سید حسن آقای خمینی مطالب خود را آغاز کرد و در این باره نامه ای از حضرت امام (ره) که در سال 1361 نوشته شده بود ، قرائت کرد که بر اساس یکی از فراز های این نامه حضرت امام (ره) پیش بینی کرده بود بعد از ایشان گروهی مقدس نما ومتحجر و واپسگرا در قالب دفاع از امام ، فرزندان ، دوستان ، یاران و بیت ایشان را مورد توهین و برخورد قرار خواهند داد و سپس گفت که سید حسن آقا مسوول موسسه تنظیم ونشر آثار امام است و اگر ایشان نتواند دیدگاه های امام را بیان کند چه کسی می تواند این کار را انجام دهد.

وی یادآور شد: مرحوم توسلی با بیان هر کدام از این جملات به شدت با بغض سخن می گفت و در مواردی اشک ریخت و با گریه ادامه سخن می داد و از شدت تأثر ، منقطع سخن می گفت .

هاشمی اضافه کرد : آیت الله توسلی با یادآوری این که در زمان امام نیز مقدس نماها می کوشیدند خود را مطرح کنند ، خاطره ای  را از دوران حیان حضرت امام (ره) نقل کرد که بر اساس آن یک زن و دو مرد ، که ادعای ارتباط با امام زمان را داشتند ، از حضرت امام (ره) وقت ملاقات می خواستند و امام در رابطه با آنها سه سوال را مطرح کرد که اگر آنها به این سه سوال جواب دادند ایشان مفصل با آنها جلسه بگذارد که یکی از این سوال ها فلسفی بود که تعبیرش در ذهنم نیست و سوال دوم و سوم این بود که امام از این سه پرسید: "از امام زمان (عج) بپرسید من به چه چیزی علاقه دارم و شیء باارزشی راگم کرده ام ، آن چیست؟" که بعد از بازگشت این سه نفر و ارائه پاسخ ها ، امام فرمودند اینها شیادند و آنها را راه ندهید .

هاشمی اضافه کرد: آیت الله توسلی در ادامه در حالی که مطالبی را از قبل آماده کرده بود ، و با استناد به انها سخن می گفت ، مطلبی را از قول امام نقل کرد که بر اساس آن امام فرموده اند مبارزه و سختی ها برای پیروزی انقلاب ، فقط گلوله و سرنیزه نبود که اگر بود تحملش بسیار آسان تر بود بلکه زخم زبان ها و طعنه ها ، بسیار دردناک تر و جگر سوز تر از گلوله بود که آیت الله توسلی در بیان این سخنان باز هم به گریه افتاد و در حالی که بار دیگر ، سخن دیگری از امام درباره متحجران و مقدس نماها و واپسگراها را بیان می کرد  در زمانی که به کلمه" واپسگراها" رسید از روی صندلی به پایین افتاد که بلافاصله دکتر ولایتی که در جلسه حاضر بود ، بر بالین وی حاضر شد و در همین زمان آمبولانس نیز به محل رسید و ایشان را به بیمارستان شهید شوریده منتقل کرد اما ساعتی بعد کسانی که همراه ایشان به بیمارستان رفته بودند خبر دادند که ایشان به لقاءلله پیوسته اند.

!! نوشته شده توسط | 15:20 | شنبه یازدهم مهر 1388 •

یاد ایام

تو را از تو ربوده اند، و اين تنهايي ژرف است.

یاد ایام

یاد ایام

یاد ایام

!! نوشته شده توسط | 9:2 | چهارشنبه سوم تیر 1388 •

همین

از اینکه میبینم مردم اینطوری شدن افتادن به جون هم "خنده ام میگیرد" به این نتیجه رسیدم که بعضی از بعضي لیاقت فضای باز سیاسی رو ندارن و خودشون رو گم می کنن و مردم نشون دادن جنبه ۴تا مناظره پفکی رو نداشتن.
!! نوشته شده توسط | 7:42 | سه شنبه دوم تیر 1388 •

از کجا که منو تو...

چه كسی میخواهد

من و تو ما نشویم

خانه اش ویران باد

من اگر ما نشوم

تنهایم

تو اگر ما نشوی

خویشتنی

از كجا كه من و تو

شور یكپارچگی را در شرق

باز برپا نكنیم

من اگر برخیزم

تو اگر برخیزی

همه برمیخیزند

من اگر بنشینم

تو اگر بنشینی

چه كسی برخیزد

 

!! نوشته شده توسط | 15:57 | پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388 •

ثبت نام فله ای یا گله ای...

میگن جمع خل و چل دیوونه ها امسال تو ستاد انتخابات جمع بوده.

به قول یکی از بچه ها که امسال تو ستاد مستقر بود اگه از افرادی که واسه ثبت نام انتخابات اوومده بودن تست می گرفتن ۹۰ درصدشون مستقیم باید به دیوونه خونه ارجاع می شدن.

 

 

 

 

از اون دیوونه ای که رضا پهلوی رو معاون اول خودش معرفی کرد تا اون خلی که واسه خبرنگارا آواز جواد یساری خونده و بعد از اینکه بهش گفتن مجاز بخون زده تو کار آوازای حماسی تا اون دیوونه ای که با تریپ خواننده  های رپ اوومده و وقتی ازش پرسیدن چه کار بلدی با حرکات دست آواز رپ خونده که" اگه شما ها به من رای بدین...

 

 

 

 

 

 

فکر کنید همه دنیا به ثبت نام انتخابات ما کرکر خندیدن.

 بعد نوشت: خواستم تیتر بزنم "ثبت نام فله ای" بعد دیدم از فله ای رد کرده باید زد "ثبت نام گله ای"!

!! نوشته شده توسط | 16:25 | یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388 •

وقتی صاحبخانه خانه را گم می کند...

اگه بگم سالها بود این طوری نخندیده بودم اغراق نکردم اما واقعا ماه ها بود همچین خنده ای از ته دل رو تجربه نکرده بودم.

اصلا کی بود که نخنده هرکس امروز اون صحنه رو میدید از خنده اشکش در میوومد.

اما ماجرا...

امروز لاریجانی واسه شرکت تو مراسم ختم مادر یکی از نماینده ها به نمازخونه کارکنان مجلس که کناره جایگاه خبرنگاراست اوومده بود و موقع خروجش بچه ها دورش رو گرفتن اما از همون دور محافظاش با دست اشاره کردن که مصاحبه نمی کنه ماهم گفتیم نمیکنه دیگه ولی یکی دو نفر باز رفتن ازش سوال کردن که این بار خود لاریجانی با اون لحن با مزش گفت: یک جلسه مهمی هست که باید الان در اون شرکت کنم.

اینو گفت و با سرعت پشت سره محافظاش راه افتاد و رفت حالا کجا داشت می رفت؟!

بچه ها تو همین گیرو دار چند قدمی با لاریجانی حرکت کردن باز لاریجانی به جلو اشاره کرد و گفت جلسه مهمی هست باید سریع خودمو برسونم.

 اینو که گفت من ترکیدم از خنده چون جلوی لاریجانی در توالت های مجلس بود و لاریجانی داشت واسه شرکت در جلسه اونجا رو نشون می داد!

هیچی بچه ها با خنده گفتن آقای دکتر اینجا که دستشوییه!
یه دفعه یه نگاه کرد و با تغییره زاویه باز دنباله محافظاش حرکت کرد غافل از اینکه اون مسیر هم به بن بست ختم میشه!

اینجا دیگه همه سوال جواب رو ول کرده بودن دلشون و گرفته بودن غش غش می خندیدن.
 
همه خود لاریجانی هم خندش گرفته بود بچه های حفاظت هم می خندیدن خبرنگارا هم که دیگه هیچی/

شاید کس دیگه ای بود این وضع پیش نمی اوومد اما لاریجانی رو تصور کنید با اون آداب و پرستیژ خاصش...

 ولی شاکی شد و به خبرنگارا که اتفاقی از لونه اونا سر دراورده بود گفت: محافظای ما رو ببینید!!

بنده خدا راه رو اشتباه نشونش داده بودن...

ماهم دوست داشتیم تیتر بزنیم" وقتی صاحبخانه خانه را گم می کند..."

 
در کل بسی خندیدیم
 
بعد نوشت/فکر کنید واحد مرکزی و باشگاه از این ماجرا کامل فیلم گرفتن
!! نوشته شده توسط | 22:24 | یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388 •

انشعاب در بین اصولگرایان

عارضم به خدمتتون که بر اساس تئوری های موجود اصولگرایی به چند دسته تقسیم میشه و در چند روز اخیر یک دسته جدید در بین این اصولگراها کشف شده که تا الان یک نفر نمایندگی این دسته رو بر عهده داره اما پیش بینی میشه تعدادشون خیلی بیشتر باشه.

تا الان اصولگرایان به اصولگرای اصلاح طلب،اصولگرای سنتی، اصولگرای تحول خواه،اصولگرای مستقل و... تقسیم می شدن.

اما یکی از رفقا که "م م" نام داره اخیرا پسر عمش ردای وکالت بر تن کرده و بعد از مذاکرات سنگینی که با برخی رفقا داشتیم ما پسر عمه آقا "م" رو به عنوان نماینده و بنیانگزار جریان "اصولگرایان بی شرف" انتخاب کردیم.

قراره به زودی ایشون به طور رسمی و در یک کنفرانس مطبوعاتی  اعلام موجودیت جریان "اصولگرایان بی شرف" رو انجام بده با این تفاوت که این جریان عضوگیری نداره بلکه افراد با داشتن برخی شرایط خود به خود به عضویت جریان "اصولگرایان بی شرف" در می آن.

این پسر عمه آقا "م" ما قبلا تو دولت سازندگی با هاشمی کار می کرده بعدها تو ولایتشون تو ستاد انتخابات خاتمی بوده و الان هم از حامیان پروپاقرصه احمدی نژاده.

به نظر شما این آقا بی شرف نیست؟!

البته این آقا قول داده فروردین بچه ها رو برای یک سفر تفریحی به دیار سبلان و حیران ببره من که بعید میدونم هرچند امروز ثبت نام اولیه اش انجام شد.

 

!! نوشته شده توسط | 21:32 | یکشنبه هجدهم اسفند 1387 •

خبرنامه سفر لاریجانی به آلمان و اسپانیا(کامل)

خبرنامه سفر رئیس مجلس به آلمان و اسپانیا
!! نوشته شده توسط | 12:57 | سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387 •

تصاويري احتمالا منتشر نشده از انقلاب

نه گفتن هم هنريه

 

اميرعباس هويدا بعد از اعدام

 

اين خانم ماري هستن همون معصومه ابتكار خودمون

 

گروگانگيري سفارت امريكا

 

 

اين همه آدم دارن با اين چند تا ضبط ذغالي به كاست پيام امام گوش ميدن

!! نوشته شده توسط | 13:7 | شنبه دوازدهم بهمن 1387 •

سرانجام عاملان عاشورا


عادت کردیم درباره محرم و عاشورا فقط به ذکر مصیبت و ظلم و ستمی که به ائمه معصوم شده مشغول باشیم درحالیکه شاید جالب باشه بدونید که قاتلان امام حسین در همین دنیا به شدیدترین مجازات به درک واصل شدند من از چند منبع مختلف عاقبت برخی از اونا رو اینجا میذارم تا مرهمی باشه بر دل شیعیان امام حسین

حرمله ابن كاهل اسدى:

وى يكى از سران جنايتكار سپاه شام بود كه با بى‏رحمى تمام به‏قتل و غارت خاندان وحى در كربلا كوشيد و با جنايات خود، روى‏جنايتكاران تاريخ را سفيد كرد.

او سرانجام به دست مختار افتاد. وقتى يقين كرد كه كشته مى‏شودچنين لب به سخن گشود:

اى امير! در كربلا سه تير سه شاخه داشتم كه آن‏ها را با زهرآميخته كرده بودم. با يكى از آن‏ها گلوى على اصغر را كه درآغوش پدرش بود. دريدم. با دومى هنگامى كه امام‏حسين(ع)پيراهنش را بالا زد تا خون پيشانى‏اش را پاك سازد. قلبش‏را نشانه گرفتم و با سومى گلوى عبدالله بن حسن(ع)را كه‏دركنار عمويش بود. شكافتم.

مختار كه جنايات حرمله را از زبان خودش شنيده بود تصميم گرفت‏كه او را به سخت‏ترين شكل مجازات كند. براى روشن شدن چگونگى‏مجازات او حديث زير را مى‏خوانيم:

«منهال بن عمرو كه از اهالى كوفه بود، مى‏گويد: براى انجام‏حج‏به مكه رفتم. بعد از انجام مناسك حج‏به مدينه رفته به حضورامام سجاد(ع)شرفياب شدم. حضرت پرسيد: حرمله بن كاهل اسدى چه‏كار مى‏كند؟

گفتم: او زنده است و در كوفه سكونت دارد. امام دست‏هاى خود را به آسمان بلند كرد و فرمود: «اللهم اذقه‏حر الحديد، اللهم اذقه حر النار» ; خدايا! داغى آهن را به اوبچشان. خدايا! داغى آتش را به او بچشان.

به كوفه بازگشتم. مختار ظهور كرده و بر اوضاع مسلط شده بود. بعد از چند روز، به ديدار مختار شتافتم. او را در بيرون خانه‏اش‏ملاقات كردم. به من گفت: اى منهال! چرا نزد ما و زير پرچم مانمى‏آيى و به ما تبريك نمى‏گويى و در قيام ما شركت نمى‏كنى؟

گفتم: به مكه رفته بودم. باهم گرم صحبت‏شديم تا به ميدان‏«كناسه‏» كوفه رسيديم. در آن‏جا مختار توقف كرد. فهميدم كه درانتظار كسى است. زمانى نگذشت كه چند نفر نزد او آمده گفتند: اى‏امير! بشارت باد كه حرمله دستگير شد. سپس ديدم چند نفر ديگرحرمله را كشان كشان نزد مختار آوردند. مختار با ديدن حرمله‏گفت: سپاس خداوندى را كه مرا بر تو مسلط نمود.

سپس فرياد زد: الجزار الجزار; (يعنى آى قطع كننده)جزار حاضر شد. مختار به او روكرد و گفت: دست‏هاى حرمله را قطع‏كن. او چنين كرد. آنگاه فرياد زد: پاهايش را نيز قطع كن. جزارچنين كرد. سپس صداى مختار بلند شد: آتش بياوريد. آتش بياوريد.

طولى نكشيد كه با جمع كردن نى‏ها آتشى شعله‏ور شعله‏هاى آتش‏زبانه مى‏كشيد. حرمله را با دست و پاهاى بريده داخل آتش‏افكندند.

با ديدن اين منظره گفتم: سبحان الله! مختار كه به شگفتى من‏پى برده بود گفت: ذكر خدا خوب است ولى چرا تسبيح گفتى؟!

گفتم: در سفر حج‏به محضر امام سجاد(ع)رسيدم. حضرت جوياى حال‏حرمله شد. وقتى برايش گفتم كه او در كوفه زنده است، دست‏به‏آسمان بلند نموده، فرمود: خدايا داغى آهن و آتش را به اوبچشان. اكنون شاهد به اجابت رسيدن دعاى امام هستم. مختارپرسيد: آيا به راستى اين سخن را از امام سجاد(ع)شنيدى؟ گفتم: آرى به خدا سوگند شنيدم. مختار از مركب خود به زير آمد و دوركعت نماز بجا آورد و سجده‏هاى طولانى انجام داد. آن‏گاه فرمود: على بن‏الحسين(ع) نفرين‏هايى كرد و خداوند نفرين‏هاى او را به دست‏من اجرا نمود.

به نقل از سايت الشيعه


سوزاندن خولی

مختار به خولی گفت در کربلا چه کردی ؟ گفت : نزد علی بن حسین (ع) آمده پوستین زیر او را برداشتم و مقنعه و گوشواره زینب (ع) را هم برداشتم . مختار گریه کرد و گفت او به تو چه گفت ؟ گفت : او به من گفت : خداوند دست ها و پاهای تو را قطع خواهد کند و خداوند تو را قبل از آتش آخرت به آتش دنیا بسوزاند مختار (ره) گفت : به خدا قسم دعای آن طاهره مظلومه (ع) را مستجاب خواهم کرد.

 

زجر کش کردن حصین و شرحبیل

مختار گفت : حمد خدای را که تو را به دستم رسانید ! بعد گوشتش را با قیچی برید تا مرد .

شرحبیل که در کربلا از پشت بر صورت امام حسین (ع) زد ، مختار دستور داد تا او را با آتش بسوزانیدند.

در دنیا و آخرت سیراب نشوی!

اما دونفر را دیدم که همیشه به دنیال سقاها بودند . آب آنها را تا آخر می نوشیدند اما سیر نمی شدند ؛ زیرا او امام را دیده بود که آبی را به دهانش نزدیک کرده و از آن می نوشیدند ، او به آن حضرت تیری انداختند ، امام فرمودند : ( خداوند در دنیا و آخرت تو را از آب سیراب نکند ) . پس مرد تشنه ، خود را در داخل فرات انداخت و آن قدر آب نوشید که به هلاکت رسید                       

  کتاب لهوف نوشته سید ابن طاووس

 

عاقبت شمر بن ذی الجوشن :


شمر ( لعنت الله علیه ) در روز عاشورا فرمانده جناح چپ میدان بود كه بعد از به شهادت رساندن امام حسین ( ع) عبید اله سر امام حسین را همراه او به شام نزد یزید فرستاد و بعد از آن به كوفه بازگشت .

وی پس از جنگ شورشیان كوفه با مختار كه فرماندهی چند گروه را بر عهده داشت از كوفه متواری شد . اما مختار در تعقیب این عنصر خبیث بود . لذا ابوعمره كه از یاران صمیمی مختار بود و كینه قاتلان امام حسین ( ع) را در دل داشت ، از طرف مختار مامور كشتن شمر شد . وی شمر را در یكی از روستاهای بصره یافت . ابوعمره طی یك درگیری شمر را زخمی كرد و سپس به اسارت در آورد . او را نزد مختار آوردند .مختار دستور داد او را گردن زده و جسد او را در دیگ روغن جوشیده قرار دهند و سر شمر را با پای لگد کوب کنند.

 

عاقبت عبید الله بن زیاد :

عبید اله بن زیاد را كه ابن مرجانه  نیز می گویند ( زیرا نام مادرش كنیزی زناكار و مجوسی به نام مرجانه بود ) او والی كوفه در زمان حادثه عاشورا بود كه شهادت امام حسین ( ع) و یارانش به دستور او صورت گرفت مختار نیروهایش را آماده كرد و فرماندهی آن را به ابراهیم بن مالك اشتر داد . ابراهیم با شجاعتی كه داشت ، لشگر  ابن زیاد را متواری ساخت و تعدادی از فرماندهان و سربازان او را به هلاكت رساند . تا سرنجام به سراغ عبید اله ابن زیاد رفته وبا ضربت شمشیر او را دو نیم ساخت و سر بریده اش را برای مختار هدیه آورد و جسد آن خبیث را در آتش سوزاندند.


عاقبت عمر سعد :

مختار در آن روزهایی كه دست به انتقام خون شهدای كربلا زد ، نسبت به عمر سعد بیش از همه حساس بود . از طرفی قبلاً به خاطر مصالحی امان نامه ای به عمر سعد داده بود و از طرف دیگر عمر سعد هم بهانه ای به دست مختار نمی داد تا در شورش علیه مختار شریك نباشد و لذا مجازات وی به تاخیر افتاده . هنگامی كه عمر سعد متوجه شد كه مختار در صدد دستگیری و مجازات اوست یك شب از كوفه پا به فرار گذاشت . مختار متوجه ماجرا شد ، لذا خوشحال شده و این حادثه را بهانه ای برای نقص پیمان بشمار آورد . از این رو كسی را به دنبال فرزند عمر سعد یعنی حفص فرستاد . از وی پرسید پدرت كجاست ؟ گفت در منزل خود است . مختار ابوعمره را مامور جلب عمر سعد كرد ، وی نیز فوراً اطاعت كرده و عمر سعد را برای مختار جلب كرد . عمر سعد قصد نبرد داشت كه ابوعمره فرصت نداد وشمشیر خود را بر فرق عمر سعد شد و او را به درک واصل کرد و سر از بدنش جدا کرده و برای مختار آورد. مختار رو به حفص كرد و گفت آیا این سر را می شناسی ؟ گفت : این سر پدرم است . سپس مختار دستور داد حفص را هم به پدرش ملحق كنند كه سر وی را جدا كرده ، كنار سر پدرش نهادند .

 

عاقبت سایر جنایتكاران :


انتقام از جنایتكاران قیام عاشورا عموماً به دست مختار و اطرافیانش صورت گرفت . به عنوان نمونه اولین گروهی كه مختار از آنها انتقام گرفت ، كسانی بودند كه با اسب بر بدن امام حسین ( ع) تاخته بودند . مختار دستور داد آنها را دستگیر كرده ، آوردند . سپس آنها را به پشت خوابانده،دست و پاهایشان را به زمین میخکوب کرد،آنگاه دستور داد که اسب بر بدن آنها تاختند تا پیکرهای آنان سرکوب شد و بعدا آنان را سوزاندند. اما عاقبت حرمله بن كاهل اسدی ( لعنت اله علیه ) كه طفل شش ماهه را به شهادت رسانده بود . چون حرمله را آوردند مختار دستور داد دستهای او را قطع کنند و بعد از آن پاهایش را و بدن او را در آتش انداختند و وی را زنده زنده به هلکت رساندند.

یكی دیگر از جنایتكاران سنان بن انس نیز از كوفه به بصره گریخت . طرفداران مختار خانه او را ویران كردند و در اطراف بصره كمین كردند تا او را دستگیر كنند . روزی انس از بصره بسوی قادسیه در حركت بود . نیروهای مختار بر وی یورش برده و او را بین عذیب و قادسیه دستگیر كردند .نخست انگشتان او را بریدند،سپس دستها و چاهایش را قطع کردند.آنگاه در دیگ روغن زیتون که جوشیده بود انداختند. چرا كه سنان سینه حضرت را نشانه رفته بود و بنابر قولی تیری بر گلوی آن حضرت زده و بدن ایشان را با نیزه سوراخ كرده بود .

و خولی بن یزید اصبحی نیز در خانه خویش مخفی گشته بود . نیروهای اطلاعاتی مختار ، جایگاه او را گزارش داده و ماموران گشتی وارد خانه او شده . زن خولی به نام نوار كه مخالف او بود و وی را در شهادت امام حسین ( ع) توبیخ می كرد در خانه بود . از او خواستند تا جایگاه خولی را نشان دهد . نوار گفت نمی دانم ، ولی با دستش به مخفیگاه شوهرش اشاره كرد  .  ماموران خولی را پیدا كرده و بدنش را به آتش کشیدند.

!! نوشته شده توسط | 11:34 | پنجشنبه نوزدهم دی 1387 •

سنگینی سکوت

 بغض فقط واسه حرف زدن نیست بعضی وقتا تو نوشتن هم سراغ آدم میاد وقتی که دوست داری راجع به یه   چیزی بنویسی اما هرکاری میکنی نمی تونی هی چند خط مینویسی پاک میکنی دوباره و دوباره دوباره و آخرم نمینویسی منم گرفتار همون سنگینی سکوتی شدم که میگن قبل از هر فریادی لازم است !بعضی وقتا سکوت بهترین جوابه بهترین کلامه !

 به خاطر همینه که به ارسال عکس پنگوئن و گل و بلبل رو اوردم!

۴موضوعی که خیلی دوست داشتم دربارشون بنویسم اما به دلایلی ننوشتم ایناست:

۱- دیپلماسی فعال دولت نهم و انفعال در برابر هوچی گری مثله العطیه که دوست داشتم تو کنفرانس خبریش با چماق بکوبم تو ملاجش!

۲- هدیه رئیس جمهوری به خبرنگارا و واکنش ها و اظهار نظرهای دوستان در این باره

۳- استیضاح کردان

۴-نامزدی کروبی

!! نوشته شده توسط | 17:31 | شنبه یازدهم آبان 1387 •

برای اولین بار/انتشار مدرک کردان از اکسفورد

تصویر زیر مدرک تحصیلی علی کردان وزیر کشور است که برخی نسبت به وجود آن شک و شبهه ایجاد کرده بودند.

!! نوشته شده توسط | 17:18 | یکشنبه بیستم مرداد 1387 •

از دل نرفته ای اگر از دیده رفته ای...

یادت گرامی

مستندی که هرسال در سالگرد رحلت امام پخش میشه واقعا تاثیر گذاره همون مستندی رو میگم که کارگردان لبنانی ساخته مخصوصا همین لحظه ای که تو این عکس میبینید احمد آقا میاد همه رو از اتاق بیرون میکنه بعد خودش میاد و های های رو جسد بابا گریه میکنه شاید ازش میخواد زودتر بره پیشش. امیدوارم عمر سید حسن پر برکت و با عزت باشه!

 

نامه امام رو به هویدا بخونید:

بسم‌ الله‌الرحمن الرحيم
و لا حول و لا قوه‌الا بالله العلي العظيم
5 محرم الحرام 1387

«جناب آقاي هويدا! لازم است نصايحي به شماها بكنم و بعضي از گفتني‌ها را تذكر دهم چه مختار در پذيرش آن باشيد يا نه. در اين مدت طولاني كه به جرم مخالفت با مصونيت امريكايي‌ها كه اساس استقلال كشور رادر هم شكست، از وطن دور هستم و بر خلاف قانون شرع و قانون اساسي در تبعيد به سر مي‌برم مراقب مصيبتهايي كه به ملت مظلوم و بي‌پناه ايران وارد مي‌شود بوده‌ام و از آنچه به اين ملت اصيل از ظلم دستگاه جبار مي‌گذرد كم و بيش مطلع شده و رنج برده‌ام. موجب كمال تأسف است كه نغمه ناموزون اصلاحات شماها تقريباً از حدود تبليغات راديو و روزنامه‌هاي غير آزاد و بعضي نوشته‌هاي مشحون به گزافه تجاوز ننموده و هر روز بر فقر و بيچارگي ملت افزوده مي‌شود و ورشكستگي بازار و بازرگانان محترم روز افزون است.

نتيجه اين همه هياهو و تبليغات سرتاپا گزاف بازار سياه براي اجانب است و ملت را به حالت فقر و عقب‌افتادگي به اسم ملت مترقي نگهداشته است. حكومت پليسي غير قانوني شما و اسلاف شما به خواست آنان كه مي‌خواهند ملل شرق به حال عقب‌افتادگي باقي باشند حكومت قرون وسطائي، حكومت سرنيزه و زجر و حبس، حكومت اختناق وسلب آزادي، حكومت وحشت و قلدري است. به اسم مشروطيت بدترين شكل حكومت استبداد و خودسري و با نام اسلام بزرگترين ضربه به پيكر قرآن كريم و احكام آسماني است، با اسم تعاليم عالية اسلام يك يك احكام اسلام را زير پاي گذاشته و اگر خداي نخواسته فرصت يابيد خواهيد گذاشت و با گزافه دعوي تعالي و ترقي، كشور را به حال عقب‌افتادگي نگهداشته‌ايد. اينها حقايق تلخي است كه بايد دنيا را مطلع كنم و انگشت روي بعضي بگذارم تا آنها كه غافل هستند يا تغافل مي‌كنند احساس وظيفه كنند و از رياكاري‌ها و سالوس‌بازيهاي شماها گول نخورند.

 

جشنهاي غير ملي كه به نفع شخصي در هر سال چندين مرتبه تشكيل مي‌شود و در هر مرتبه مصيبت‌هاي جان گداز براي اسلام و مسلمين و ملت فقير پا برهنة ايران ببار مي‌آورد، يكي از آنها است. با سر نيزه پليس از مردم بيچاره بي‌پناه خرج‌‌هاي گزاف آنها گرفته مي‌شود، يكي از جشنها كه من نمي‌توانم اسمي روي آن بگذارم جز هوس و شهوت و بازي با احساسات ملت، گفته مي‌شود چهار هزار ميليون ريال خرج شده است كه نصف آن از خزانه ملت و نصف ديگر بي‌واسطه از بازار و غيره با زورو ارعاب اخاذي شده، خون دل فقرا خرج نامجويي و خودكامگي است و تا اين ملت در اين حال است و به وظيفه خود و حقوق خود آشنا نشده است هر روز براي شماها عيد و شادي و براي ملت بدبختي و نكبت است. توأم با اين جشنهاي ناميمون آن قدر هتك نواميس مسلمين و اسلام بوده است كه قلم را عار است از ذكر آن.

شماها در كاخ‌هاي مجللي كه در هر چند سال تغيير مكان داده و با ميليونها تومان خرجهاي گزاف كه تصورش براي ملت ممكن نيست نشسته‌ايد و مخارج آن را از كيسه اين ملت بدبخت اخاذي نموده‌ايد و ناظر فقر و گرسنگي ملت و ورشكستگي بازار و بيكاري جوانان فارغ‌التحصيل هستيد، ناظر وضع اختلال فلاحت و زراعت، اختلال وضع بازار و تسلط اسرائيل بر شئون اقتصادي كشور بلكه به طوري كه گزارش داده‌اند دخالت اسرائيل در فرهنگ مي‌باشيد. ناظر فقدان ضروريات اوليةزندگي در غالب دهات نزديك به مركز چه رسد به دهكده‌هاي دور افتاده از قبيل آب آشاميدني سالم، حمام و وسائل بهداشت هستيد. ناظر ترويج فساد اخلاق، سلب امانت و ديانت در اعماق دهكده‌ها هستيد. ناظر تشكيل صندوق به اسم تعاون و اخاذي و غارتگري مأمورين از دهقان گول خورده و پشيمان هستيد. بالاخره ناظر حبس‌ها و ارعابها و تهديدهاي غير قانوني هستيد و در خوشي و عياشي و بازيهاي خجلت‌آور غوطه‌خورده و به قبرستاني كه نامش ايران است فاتحه مي‌خوانيد. چه طور وجدان خود را راضي مي‌كنيد براي حكومت زوگذر اين قدر چاپلوسي از اجانب كرده ذخائر ملت را به رايگان يا به مقداري ناچيز تسليم آنها نموده و ظلم وستم به زير دستان يعني ملت بدبخت مي‌كنيد؟ چرا راضي مي‌شويد حكومت خود و ملت خود و مملكت اسلام را عقب‌افتاده به دنيا معرفي كنيد؟ نقض قانون اساسي سند عقب‌افتادگي است. رفراندم غير قانوني و در عين حال قلابي سند عقب‌افتادگي است. آزاد نگذاشتن ملت براي انتخاب وكيل و نصب اشخاص معلوم‌الحال به دستور ديگران بي‌‌دخالت ملت دليل ضعف و عقب‌افتادگي است. شماها مي‌دانيد اگر ملت سرنوشت خود را در دست بگيرد وضع شماها اين نحو نيست و بايد تا آخر كنار برويد. و اگر ده روز آزادي به گويندگان و نويسندگان بدهيد جرايم شما بر ملا خواهد شد. قدرت آزادي دادن نداريد الخائن خائف، سلب آزادي مطبوعات و ديكته كردن سازمان به اصطلاح امنيت سند عقب‌افتادگي است. هر چندي جشن گرفتن براي اموري كه در كشورهاي ديگر اسمي از آن نيست با تحميل خرجهاي كمرشكن به ملت، سند ديگري است. تسليم به خواست‌هاي دولت پوشالي اسرائيل و به خطر انداختن اقتصاد مملكت، سند ضعف و نوكري است و سند خيانت به اسلام و مسلمين است.

اعطاء مصونيت به اجانب سند بزرگ عقب‌افتادگي و بي‌حيثيتي و تسليم بي‌قيد و شرط است. شما مي‌دانيد با تصويب اين طرح چه خيانتي به اين مملكت و به اسلام كرده‌ايد و چه ضربه‌اي به استقلال اين مملكت زده‌ايد. البته مخالف اين طرح، خائن و مستحق تبعيد است! آقاي هويدا نطقهاي اسف‌انگيري كه مع‌الاسف طبع شده است متضمن بعضي اعترفاتست كه باساس استقلال كشور لطمه مي‌زند كه اينجانب از تذكرش عار دارم چرا جلوگيري از طبع و نشر اين كتابها نمي‌كنيد؟ عمداً با حيثيت اين كشور بازي مي‌كنيد يا نمي‌توانيد با اين مغزهاي معيوب ادارك كنيد؟ آيا علماي اسلام كه حافظ استقلال و تماميت كشورهاي اسلامي هستند گناهي جز نصيحت دارند؟ يا حوزه‌هاي علمي غير از خدمت به اسلام و مسلمين و كشورهاي اسلامي گناهي دارند؟

اجانب اينها را سد راه نفوذ خود مي‌دانند و به اضمحلال آنها كمر بسته و شماها مجري احكام ديگران و محكوم دلار هستيد. كوبيدن حوزه‌هاي علميه و حمله مسلحانه به مدرسه فيضيه و صحن مطهر قم و كشتار دسته‌جمعي پانزده خرداد جز خدمت كوركورانه به صاحبان دلار چه اسمي دارد؟ فشار به مراجع اسلام و علماء اعلام و محصلين حوزه‌هاي علميه و تاخت و تاز به دانشگاه جز خدمت به اجانب چه نتيجه داشت؟ آنها نمي‌خواهند قرآن كريم و احكام آن حاكم بر ملل اسلام باشد تا ذخائر آنها را به يغما ببرند و كسي حرفي نزند و در عوض آنها را مصونيت دهد. آنها نمي‌خواهند ما در بين ملت آزاد باشيم و گويندگان ما آزاد باشند و شماها مع‌الاسف مأمور اجرا هستيد. مأمور چشم و گوش بسته. مأمور بي‌چون و چرا. شماها اگر دانش دوست هستيد چرا حمله وحشيانه به مراكز دانش مي‌كنيد؟ چرا مدرسه فيضيه و دانشگاه را به خاك و خون مي‌كشيد؟ چرا محصلين علوم دينيه را يك روز راحت نمي‌گذاريد؟ چرا با دانشجويان در خارج و داخل اين نحوه معامله مي‌كنيد؟‌ آقاي هويدا من وظيفه دارم شماها را نصيحت كنم. شماها از اين ملت و در اين آب و خاك پرورش پيدا كرده و صاحب عناوين شده‌ايد.

اينقدر با حيثيت اين ملت بازي نكنيد. به جاي اين همه گزافه و جنجال، خدمتي به اين سر و پا برهنه‌ها كنيد يا لااقل اينقدر با بهانه‌هاي مختلف آنها را رنج ندهيد. از اين كسبه بي‌بضاعت اينقدر اخاذي نكنيد. اينقدر براي ارضاء شهوات ديگران به علماي ملت و محصلين و دانشجويان فشار نياوريد. با اسرائيل دشمن اسلام و مسلمين، آواره كننده بيش از يك ميليون مسلم بي‌پناه پيمان برادري نبنديد، عواطف مسلمين را جريحه‌دار نكنيد، دست اسرائيل و عمال خائن آن را به بازار مسلمين بيش از اين باز نكنيد، اقتصاد كشور را به خاطر اسرائيل و عمال آن به خطر نيندازيد؟ فرهنگ را فداي هوس آن‌ها ننمائيد، از خداي بزرگ بترسيد، دخترهاي جوان گول‌خورده را به سربازخانه‌ها نبريد، به نواميس مسلمين خيانت نكنيد، آيا اين حقيقت تلخ را كه قبلاً انكار كرديد و گويندة آن را مستحق تعقيب دانستيد حالا هم كه عمل كرديد انكار مي‌كنيد؟ آيا فجايع جشن بيست و پنجمين سال را و بي‌فرهنگي‌هايي كه در آن كرديد منكر هستيد؟ از قهر خدا بترسيد. از قهر ملت بهراسيد، با احكام خداي تعالي به نام مترقي ‌بازي نكنيد؛ با اسم قرآن به احكام اسلام لطمه نزنيد، با حوزه دينيه به اسم سرباز وظيفه پوچ بي‌فايده و با خدمتگزاران به فرهنگ و ملت اين نحو سلوك وحشيانه نكنيد و بالاخره علماي امت را وادار نكنيد كه با شما به طور ديگر سلوك كنند. اينها شمه‌اي از فجايع شماها است نسبت به دين و دنياي ملت و گفتني زياد است، مي‌گويم شايد شماها متنبه شويد و به خود آييد. شايد مراجع اسلام و علماي اعلام و خطباء گرام احساس وظيفه كنند، شايد طبقه جوان و روشنفكر و اصناف مختلف بيدار شده احساس وظيفه كنند، شايد جوامع بشري و مدعيان بشردوستي احساس وظيفه كنند، شايد سازمان ملل و غير آن بيش از اين به نفع كشورهاي بزرگ راضي نشوند ملل ضعيف پايمال شوند. شايد هيأت حاكمه و دستگاه جبار تا دير نشده به خود آيند.

(ان ربك لباالمرصاد ـ والله من ورائهم محيط) و السلام علي من اتبع الهدي»
روح‌الله الموسوي الخميني

 

!! نوشته شده توسط | 17:23 | دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 •

مجــــلــــس تمـــــــــام گشــــــت

امروز مجلس هفتم به پایان رسید و به ابدیت پیوست از فردا وقت تنظیم مصاحبه باید هفتمی ها رو نماینده سابق مجلس خطاب کنیم. دلتنگ بعضیاشون میشم و چه خوشحالم از رای اوردن بعضیای دیگه و  از اینکه یه سریا رو هم نمیبینم خوشحال تر و از اینکه یه سریا رو هم همچنان باید ببینم متالم!

مجلس هفتم مجلسی خنثی بود و به قول معروف نماینده خوب و بد رو درهم داشت اما باید مجلس هشتم رو هم دید میگن سالی که نکوست از بهارش پیداست مجلسی که هنوز تشکیل نشده سره ریاستش جلسه میذارن و دعوا میکنن واقعا دیدنیه

!! نوشته شده توسط | 18:32 | یکشنبه پنجم خرداد 1387 •

طراح

Design by : Night Skin


My blog is worth $4,516.32.
How much is your blog worth?

RSS

free counters