تبليغاتX
 Persian Gulf
 Persian Gulf
تـا انـتهــــــــا

وداع با پاییز و سلام بر زمستان...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آن روز ها رفتند آن روزهای عید

آن انتظار آفتاب و گل آن رعشه های عطر

در اجتماع ساکت و محبوب نرگس های صحرایی

!! نوشته شده توسط | 21:14 | یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 •

هی صبوری می کنم...

این شعر سید علی صالحی با صدای خش دار خسرو شکیبایی رو بی مقدمه و بی موخره تصمیم گرفتم اینجا بذارم. فوق العادست!!
 
 
سلام !
حال همه ما خوب است
ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور
که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند
با این همه عمری اگر باقی بود
طوری از کنار زندگی می گذرم
که نه پای آهوی بی جفت بلرزد و
نه این دل ناماندگار بی درمان !

تا یادم نرفته است بنویسم
حوالی خوابهای ما سال پر بارانی بود
می دانم همیشه حیاط آنجا پر از هوای تازه بازنیامدن است
اما تو لااقل ، حتی هر وهله گاهی ، هر از گاهی
ببین انعکاس تبسم رویا
شبیه شمایل شقایق نیست !

راستی خبرت بدهم

خواب دیده ام خانه ای خریده ام

بی پرده ، بی پنجره ، بی در ، بی دیوار ... هی بخند !

بی پرده بگویمت
چیزی نمانده است ، من چهل ساله خواهم شد
فردا را به فال نیک خواهم گرفت
دارد همین لحظه یک فوج کبوتر سپید
از فراز کوچه ما می گذرد
باد بوی نامهای کسان من می دهد
یادت می آید رفته بودی خبر از آرامش آسمان بیاوری !؟

نه ری را جان
نامه ام باید کوتاه باشد
ساده باشد
بی حرف از ابهام و آینه
از نو برایت می نویسم

حال همه ما خوبست
اما تو باور مکن !

...

بیا برویم روبه روی باد شمال
آن سوی پرچین گریه ها
سر پناهی خیس از مژه های ماه را بلدم
که بی راهه دریا نیست
دیگر از این همه سلام ضبط شده بر آداب لاجرم خسته ام
بیا برویم !

آن سوی هر چه حرف و حدیث امروزست
همیشه سکوتی برای آرامش و فراموشی ما باقی است
می توانیم بدون تکلم خاطره ای حتی کامل شویم
می توانیم دمی در برابر جهان
به یک واژه ساده قناعت کنیم
من حدس می زنم از آواز آن همه سال و ماه
هنوز بیت ساده ای از غربت گریه را بیاد آورم

....

دارم هی پابه پای نرفتن صبوری می کنم

صبوری می کنم تا تمام کلمات عاقل شوند
صبوری می کنم تا ترنم نام تو در ترانه کاملتر شود
صبوری می کنم تا طلوع تبسم ، تا سهم سایه ، تا سراغ همسایه
صبوری می کنم تا مدار ، مدارا ، مرگ ...

تا مرگ ، خسته از دق الباب نوبتم
آهسته زیر لب ... چیزی ، حرفی ، سخنی بگو ید
مثلا ً وقت بسیار است و دوباره باز خواهم گشت !

هه ! مرا نمی شناسد مرگ
یا کودک است هنوز ، و یا شاعران ساکتند !

حالا برو ای مرگ ، برادر ، ای بیم ساده آشنا
تا تو دوباره باز آیی
من هم دوباره عاشق خواهم شد !

...
نه

پرس و جو مکن
حالم خوب است
همین دمدمای صبح
ستاره ای به دیدن دریا آمده بود
می گفت ملائکی مغموم ماه را به خواب دیده اند
که سراغ از مسافری گم شده می گرفت

باران می آید
و ما تا فرصتی ... تا فرصت سلامی دیگر خانه نشین می شویم .
کاش نامه را به خط گریه می نوشتم ری را
چرا باید از پس پیراهنی سپید
هی بی صدا و بی سایه بمیریم ؟!

 

ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط | 16:45 | یکشنبه نوزدهم آبان 1387 •

سنگینی سکوت

 بغض فقط واسه حرف زدن نیست بعضی وقتا تو نوشتن هم سراغ آدم میاد وقتی که دوست داری راجع به یه   چیزی بنویسی اما هرکاری میکنی نمی تونی هی چند خط مینویسی پاک میکنی دوباره و دوباره دوباره و آخرم نمینویسی منم گرفتار همون سنگینی سکوتی شدم که میگن قبل از هر فریادی لازم است !بعضی وقتا سکوت بهترین جوابه بهترین کلامه !

 به خاطر همینه که به ارسال عکس پنگوئن و گل و بلبل رو اوردم!

۴موضوعی که خیلی دوست داشتم دربارشون بنویسم اما به دلایلی ننوشتم ایناست:

۱- دیپلماسی فعال دولت نهم و انفعال در برابر هوچی گری مثله العطیه که دوست داشتم تو کنفرانس خبریش با چماق بکوبم تو ملاجش!

۲- هدیه رئیس جمهوری به خبرنگارا و واکنش ها و اظهار نظرهای دوستان در این باره

۳- استیضاح کردان

۴-نامزدی کروبی

!! نوشته شده توسط | 17:31 | شنبه یازدهم آبان 1387 •

حسرت پرواز...

 

 

!! نوشته شده توسط | 18:11 | جمعه دهم آبان 1387 •

اگر دل دلیل است...

سراپا اگر زرد پژمرده ایم

ولی دل به پاییز نسپرده ایم


چو گلدان خالی ، لب پنجره
پر از خطارات ترک خورده ایم


اگر داغ دل بود ، ما دیده ایم
اگر خون دل بود ، ما خورده ایم


اگر دل دلیل است ، آورده ایم
اگر داغ شرط است ، ما برده ایم


اگر دشنه ی دشمنان ، گردنیم !
اگر خنجر دوستان ، گرده ایم !


گواهی بخواهید ، اینک گواه :
همین زخمهایی که نشمرده ایم !


دلی سربلند و سری سر به زیر

از این دست عمری به سر برده ایم




در سالگردش یاد قیصر شاعران ایران بخیر

"مثل همیشه آخر حرفم
و حرف آخرم را
با بغض می خورم ..."

زیرنویس: هنرمند در ایران آنقدر ارزشمند است که کسی از خواندن این خبر تعجب نمی کند!


یک سالگرد دیگه برای رفیقی که رفیق نیمه راه بود

یک سال از رفتنش گذشت همکلاسی دوران راهنمایی و دبیرستان از دوستان نزدیکم و از بچه زرنگای مدرسه صبح ها سر صبحگاه خدا خدا میکردیم اون قران بخونه که انقدر قشنگ می خوند تا ظهر شارژ بودیم.

امیرحسین ضیغم دوست خوبم که الان یک ساله به علت نامعلومی از این دنیا رفته و البته امیدوارم منو ببخشه که خیلی دیر فهمیدم و بعد از چند روز از فوتش بهم خبر دادن.

البته بیش تر از این ناراحتم که یکی دو ماه قبلش کوبیدم تا دانشگاه امام صادق رفتم ببینمش اما نبود و دیگه هم ندیدمش.

خیلی خوبه که وقتی آدما از این دنیا میرن پشت سرشون حرف نباشه اما از اون بهتر اینه که اسم آدم به نیکی یاد بشه!!


!! نوشته شده توسط | 18:27 | سه شنبه هفتم آبان 1387 •

همه با هم برابرند اما...

مزرعه حیوانات کتابی جالب و خواندنیه که من تا حالا 3 بار خوندمش و بازهم اگه فرصت کنم میخونمش


از 2تا از شعار هایی که تو این کتاب اوومده خیلی خوشم میاد اولیش اینه "چارپا خوب دو پا بد" که بعدها این شعار عوض میشه و به این تبدیل میشه" چارپا خوب دو پا بهتر" و شعار دوم هم اینه که "همه حیوانات با هم برابرند" که این شعار هم بعد از به قدرت رسیدن خوک ها این طوری میشه که "همه حیوانات با هم برابرند اما خوک ها برابر ترند"


زیرنویس: اگه میخواین بدونید نابغه هستید یا نه کلیک کنید رکوردش با زمان 48 ثانیه در اختیار خودمه


!! نوشته شده توسط | 15:5 | جمعه سوم آبان 1387 •

طراح

Design by : Night Skin


My blog is worth $4,516.32.
How much is your blog worth?

RSS

free counters