سرزمین نفرین شده
این عراقی ها انقدر بی شرف هستن که این همه امام دارن بهش نمی رسن اونوقت گیر دادن به این یه امام رضای ما حاضرن همه زندگیشون رو بدن این یه امام تو مملکت ما نباشه اونوقت اگه ایران نباشه ظرف دو روز حرم اماما رو باید برید ببینید به چه روزی افتاده.
تدخین کار شبانه روزی زن و مرد و جوون و بچه و زن تو عراقه هنوز تدخین اول تموم نشده میرن سراغ تدخین بعد.
گدایی شریف ترین شغلیه که تو عراق پیدا می شه شبانه روز صدای چندتا زن تو گوشتون وز وز میکنه: حاجی حاجی سهم الایتام / اول کمک می کردم بعد دیدم اسمم بد در رفته از دوستم یاد گرفتم بگم" عفوا لاموجود فولوس فی الفندق/
به یکیشون 500 تومنی دادم پرت کرد طرفم.
یاد گداهای خودمون افتادم 50تومن بهشون میدی یه ساعت دعات می کنن!
داریم میریم زیارت
خبرنگار سوم این برنامه بودم اما خدا خواست که به اسم من افتاد.
خیلی می چسبه وقتی یه سفر زیارتی یه دفعه بیفته تو برنامت اونم این سفر خبرنگار اولش پاس نداشت خبرنگار دوم قطعی شد و ۲۴ ساعت قبل سفر گفتن خبرنگار خانم به دلایل امنیتی نمی برن و این شد که ما عازم کربلا و نجف شدیم
وکیل مدافع شیطان!
اکبر اعتماد رئیس سازمان انرژی اتمی ایران در رژیم شاه مصاحبه ای کرد با بی بی سی فارسی انصافا کیف کردم و لذت بردم مجری این برنامه در نقش وکیل مدافع شیطان بازی کرده بود و هر سوالی که می پرسید پشتش شیطنت و خصموت علیه ایران بود یکی نیست بگه آخه تو با یه بنده خدا مشکل داری چرا اساس رو زیر سوال می بری خیر سرت تو مثلا ایرانی هستی؟ اصلا اسم هسته ای بودن ابعت و عظمت میده نمیدونم چرا بعضیا واسه اینکه حرفی زده باشن هر مزخرفی از دهنشون در میاد؟!
اعتماد حرفای خیلی جالبی زد اگه متن کاملش گیرتون اوومد بخونید اگرم نیوومد خلاصش رو میذارم اینجا ببینید تا بفهمید آدم کراواتی و 6تیغ هم اگه پای ایران وسط باشه ممکنه از ما جلو تر حرکت کنه و از اوونر یکی به اسم روشنفکری و به بهانه مخالفت با حکومت فعلی ایران میاد و همه چیو به باد میده!
فق به یه جمله از این مصاحبه اشاره می کنم وقتی مجری از اعتماد پرسید بهتر نیست ایران به خاطر این حساسیت هایی که درباره بحث هسته ایش به وجود اوومده این قضیه ر رها کنه و اعتماد جوابش و اینجوری داد: چرا اتفاقا خیلی هم خوبه اصلا بهتره به خاطر اینکه نون نخوریم همه زمینای کشاورزی رو ازبین ببریم چون همیشه ادم اگه چیزا رو نادیده بگیره خب راحت تره!
هردو ایرانی هستند اما این کجا و آن کجا!
گر حکم شود که مست گیرند آیا فقط کروبی و بوش را گیرند؟
قطعا اگه قرار باشه پرتاب لنگه کفش تو مملکت باب بشه هیچ مقامی باقی نمیمونه که مورد هدف لنگه کفش ها قرار نگیره و از لنگه کفش در امان بمونه ضمن اینکه به عنوان یه توصیه امنیتی هم باید گفت کفش تنها چیزیه که نمیشه از آدما جداش کرد و اگه کیف و کتاب و واکمنو این چیزا رو میشه از افراد گرفت نمیشه بهشون گفت کفشاتون رو هم بدین هرچند بعضیا دوست دارن شانشون در این حد پایین بیاد که جتی تو دستشویی هم پابرهنه بفرستنشون.
بنابراین کسانی که اقدام الزیدی رو حماسه و انقلابی نامگذاری کردن باید بدونن که همون تائیدات باعث شد یکی از همین لنگه کفش ها از غیب به صفار هرندی اصابت کنه و اگه چند روز پیش دوتا خبرنگار و عکاس تازه کار با ظاهر سازی سنارویی " من میندازم تو عکس بگیر" رو مقابل کروبی اجرا کردن بعید نیست فردا پس فردا این سناریو علیه خیلی های دیگه تکرار بشه.
جلو اشتباه رو هروقت بگیری نفع بردی و این نظرشخصیه منه که اگه قرار باشه حرمت ها شکسته بشه دیگه حرمتی باقی نمی مونه و شاید زمانی متوجه بشیم که با تبلیغ و تکرار یه کار غلط مرتکب اشتباه بزرگتری شدیم که خیلی دیر شده باشه.
مگر اینکه اعتقاد داشته باشین که مرگ فقط واسه همسایست و گر حکم شود که مست گیرند فقط جرج بوش و مهدی کروبی رو می گیرند!!
نمایشگاه مطبوعات
پارسال نمایشگاه مطبوعات قسمت شد پیش از افتتاح رسمی چند تا عکس از آمده کردن غر فه ها ارسال کردم.
امسال نتونستم قبل از افتتاح نمایشگاه برم اما دیروز عصر با کلاشینکف دیجیتال سری به نمایشگاه زدم.
درکل نمایشگاه هیچ لطفی که نداشته باشه این لطف رو داره که بعضی ها رو فقط سالی یه بار می بینم که اونم تو نمایشگاه مطبوعاته/
فقر و فساد و تبعیض امسال هم مثل سالای قبل در غرفه های نمایشگاه مشهوده.
فقر از این نظر که بعضی غرفه ها با حداقل امکانات یعنی فقط با یه صندلی سرپا شدن و بعضی غرفه ها با پول میلیونی/
تبعیض رو هم که بیداد می کنه میبینید اول نمایشگاه بعضی غرفه ها سر راه هستن پیش خودتون میگین اول اسمشون الفه و به ترتیب حروف الفبا غرفه دادن اما وقتی یه دفعه یه غرفه میبینید که با واو شروع شده همه محاسباتتون به هم میریزه.
فساد رو واسه جور کردن قافیه گفتم.
جلو تر میرین میبینی یه خبرگزاری غرفه ای داره در حد برج میلاد چهار نبش و وسیع و بلند کنارش یه خبرگزاری دیگه میبینید اونم خوش برو بالا پیش خودتون میگین چه قشنگ جاها رو توزیع کردن همه خبرگزاری ها یه جا افتادن اما باز وقتی که میبینید غرفه خبرگزاری مهر تو تو کوچه پس کوچه و فرعی و بن بست واقع شده باز همه محاسباتتون به هم میخوره.
بعضیا تو نمایشگاه حاضر میشن که رو بقیه رو کم کنن بعضیا هم انقد جاشون بده که فقط یه صندلی میذارن که شرکت کرده باشن.
یکی از شلوغ ترین قسمت های نمایشگاه امسال قطعا غرفه کیهانه که دیروز کلی آدم جمع شده بودن و تو دفتر یادبودش یادبود می نوشتن.
از اون طرفم غرفه اعتماد پاتق سبزا شده و تنها غرفه ای که سرتاپاش سبزه اعتماده.
امسال مثله پارسال سایتا هم هستن تابناک، رجا، عصرایران، فردا ، پارسینه ، الف، و ...
یه غرفه ها اون آخرا یه جمله از بزرگی رو بزرگ جلو درش نصب کرده که روش نوشته " من هم اگر وقت داشتم در مجموعه شما عضو می شدم. نمی دونم با چه هدفی این جمله رو بزرگ کردن و به درو دیوار زدن چون من که خوندمش به این نتیجه رسیدم که ایشون بهشون گفته من مثله شما بیکار نیستم!
تجربه مبهم
همه چیز برام تازگی داشت.
از همون جلوی در راه رو عوض کرده بودن و در ورودی به چند متر جلو تر منتقل شده بود.
نهار خبرنگارا که ۱۰۰ تومن بود درست در روزی مجلس به آزاد سازی قیمت ها رای داد با افزایش ۳۰۰۰ درصدی ۳۰۰۰ تومن شد.
دیدار با رفقا و دوستان و همکاران قدیم لطف دیگه امروز بود هرچند
با اجازتون از هر ۵نفر ۳نفر ناشناس و یا ناشناخته بودن.
با این حال مردم از بس چند جمله تکراری رو درباره علت رفت و برگشتم به هرکس که می رسیدم می گفتم.انقدر این سوال تکراری رو شنیدم که بدم نمی اوومد همه رو جمع کنم یه بار قضیه رو بگم.
خلاصه علت رفتنم که معلوم بود اما علت برگشت کاملا شخصی و خانوادگی بود.
به ۶ماه گذشته مثل یه تیکه از یه کتاب نگاه می کنم که اول و آخر این کتاب وجود نداره با اشاره به اون مصرع که میگه "اول و آخر این کهنه کتاب افتاده است".
حالا برگشتم و دوباره همون راه و همون مسیر رو ادامه می دم.
به نظرم تو عرصه خبر مسیر بازه و میتونم بیش از این و بهتر از این کار کنم.
تصمیم قبلیم رو هم به حساب یه "تجربه مبهم" میذارم که شاید ۵سال دیگه معلوم بشه درست بود یا غلط.
شاید روزی "ناگفته ها"ی سفرم و البته خاطره ها و حاشیه های اون رو همین جا نوشتم.
اما در هر صورت هنوز هم در وضعیت "اچمزم".
اعتراف2/حبيب كاشاني
حبيب كاشاني دوباره به پرسپوليس برگشت.
اين خبري بود كه از شنيدنش خوشحال شدم البته يادمه زماني كه ابتدا كاشاني مديرعامل شده بود به شدت نسبت به اون سمپاتي پيدا كرده بودم چون فكر مي كردم فقط به خاطر مسايل سياسي به اونجا اوومده و البته شايد دليلش همون باشه اما بعد از يكي دو ملاقات كه باهاش داشتم و البته ديدن كاراشو نتايجش به سيستم مديريتش علاقه مند شدم هرچند اگه از من و كاشاني و يه بنده خدايي كه واسطه ما بود دليل بركناريشو از پرسپوليس بپرسين همه متفق ال قول مصاحبش با من رو مي گيئ اما اون مصاحبه رو سال 86 انجام دادم و يكي دو روز بعد زمزمه بركناريش مطرح و چند هفته بعد هم كاشاني بركنار شد!!
حبیب کاشانی: در یک معامله مرا مدیر عامل پرسپولیس کردند
در یکی از خیابان های خلوت و آرام تهران در حوالی میدان پیروزان ساختمانی 5 یا 6 طبقه قرار دارد، ساختمان باشگاه فرهنگی و ورزشی پیروزی یا همان پرسپولیس با میلیون ها هوادار!
پرسپولیس امسال یکه تاز لیگ است و برای حریفان سمفونی مرگ می نوازد! فرصتی دست داد تا با مرد اول باشگاه رو در رو به گفتگو بنشینیم و درباره همه چیز صحبت کنیم!!
از همان درب ورودی تا دفتر مدیر عامل همه چیز سرخ است. از میزها و دیوارها تا پرده ها و مبل ها وحتی کف پوش ساختمان.
حدود 40 دقیقه انتظار هم به پایان رسید تا جلسه فوق العاده افشین قطبی با کاشانی خاتمه یابد و مصاحبه آغاز شد.
کاشانی بسیار جدی و محکم با این جمله که به هر سوالی که به ضرر باشگاه باشد جواب نمی دهم آمادگی خود را برای پاسخ به سوالات اعلام کرد اما در جریان مصاحبه به همه سوالات پاسخ گفت!!
قطبی را به تیم ملی می دهیم
بحث هایی درباره احتمال مذاکره با افشین قطبی برای تصدی سرمربیگری تیم ملی مطرح است این موضوع به موفقیت پرسپولیس صدمه نمی زند؟
آقای قطبی از فوتبال ما شناخت کافی دارند وحدود 4 ماه است به ایران آمده و به نظر ما در چند ماهی که لیگ و تیم ملی همزمان با هم بازی دارند مشکلی متوجه باشگاه نمی شود و اگر صلاح باشد آقای قطبی سرمربی تیم ملی کشور شوند، گمان نمی کنیم ضرری به پرسپولیس برسد. در شرایط فعلی قطبی هم با پرسپولیس است هم با تیم ملی و اگر زمانی قرار شد از تیم ما جدا شوند تفکرات قطبی در تیم است و پرسپولیس از این تفکرات بهره مند خواهد بود.
با آقای قطبی مذاکره ای شده است؟
تا الان هیچ صحبتی نشده و اگر فدراسیون فوتبال از ما این تقاضا را داشته باشد هیات مدیره پرسپولیس تصمیم نهایی را خواهد گرفت.
آقای قطبی مرتب قول قهرمانی پرسپولیس در لیگ برتر را می هند در حالی که قهرمانی پرسپولیس در لیگ چیز غیر عادی و فوق العاده ای نیست. آیا برای آسیا برنامه ریزی کرده اید؟
جایگاه پرسپولیس با توجه به هوادارانش و سابقه گذشته واقعا در آسیا خالی است اما قطبی سرمربی تیم است و با توجه به استعداد باشگاه اعلام کرده در لیگ قهرمان می شویم . البته تا الان هم حدود 35 درصد قول قطبی محقق شده یعنی از 75 امتیازی که قطبی گفته ما به 25 امتیاز دست یافته ایم و با برنامه ریزی که داریم سعی می کنیم به این هدف دست یابیم. در رابطه با آسیا هم باید بگویم که هدف اصلی ما قهرمانی در لیگ امسال است اگر قسمت باشد در جام باشگاه ها شرکت کنیم برنامه کاملی خواهیم ریخت تا موفق شویم.
انصاری فرد در باشگاه زحمت کشید
آقای کاشانی چند سوال غیر کلیشه ای اگر موافق باشید؟ برای پرسپولیس حاشیه هم درست می کنند؟
چه کسانی؟
مثلا در بحث نقل و انتقالات مطرح بود که آقای انصاری فرد موانعی در راه پیوستن برخی بازیکنان ایجاد کردند!؟
آقای انصاری فرد در باشگاه زحمت کشیدند و تا الان هم ما با ایشان مشکلی نداشته ایم . من اینجا همچنین از مدیران عامل قبل از خودم تشکر می کنم.
مردم برای اشخاص به استادیوم نمی آیند
تیمی که آقای پروین تشکیل داده اند فکر نمی کنید انشعابی در بین پرسپولیس و هوادارانش ایجاد کند؟
فکر نمی کنم! چون پرسپولیس هویتی مشخص دارد و فکر نمی کنم مردم برای اشخاص بیایند و جمع شوند. نگاه کنید اگر پرسپولیس قشنگ بازی کند وسط هفته هم که باشد، 90 هزار نفر به ورزشگاه می آیند .یا ماه رمضان هم همینطور و اگر هم بازی زیبا نباشد تماشاچیان نخواهند آمد و البته چیزی که هواداران یک تیم را به ورزشگاه ها می کشاند همان هویت باشگاه ها است.
آقای کاشانی از زمانی که شما مدیر عامل پرسپولیس شده اید، هنوز طعم شکست را نچشیده اید. آیا برای روز باخت فکری کرده اید تا تیم به بحران نخورد؟
وقتی قطبی اعلام می کند از 102 امتیاز ما با 75 امتیاز قهرمان می شویم یعنی ما 27 امتیاز را خط زده ایم. به نظر ما در لیگ ممکن است باخت هم باشد اما ما تلاش می کنیم پیروز باشیم . ما نگفته ایم 102 امتیاز را کسب می کنیم بنابراین ما هم به تساوی فکر کرده ایم و هم به شکست. اما تلاش می کنیم یک رکورد دست نیافتنی را در شکست ناپذیری به جا بگذاریم.
برنامه ای برای دعوت از تیم های سرشناس یا اردو در کشورهای خارجی دارید؟
دوستان ما در حال تلاش هستند تا بتوانیم در نیم فصل با هدف درآمدزایی تیم های خاصی را دعوت کنیم . گزینه هایی را در نظر داریم به شرطی که بازی با آن تیم ها برای ما درآمدزایی داشته باشد.
پس به بازی با تیم های بزرگ فکر نمی کنید؟
ما به بازی با هر تیمی که برای ما درآمد داشته باشد فکر می کنیم . در این رابطه باید به حضور بایرن مونیخ در کشور اشاره کنیم. در آن موقع شاید نیاز بود که ما تماشاچی به استادیوم بیاوریم اما امسال برای بازی پرسپولیس با یک تیم پایین جدول، 70 هزار نفر تماشاچی می آیند بنابراین ما در حال حاضر فقط به فکر تامین منابع مالی برای باشگاه هستیم.
نمی خواهیم سربار دولت باشیم
بحث مالی را مطرح کردید. آیا کمک های سازمان تربیت بدنی به پرسپولیس ادامه دار خواهد بود؟
آقای علی آبادی قول داده اند که به پرسپولیس کمک شود و به همان اندازه ای که به استقلال هم کمک می شود به ما هم کمک می کنند اما ما خودمان هم به فکر یافتن راه های درآمدزایی هستیم و نمی خواهیم سربار دولت باشیم.
نامه نگاری یک سازمان نظارتی درباره 2 شغله بودن
بحث دو شغله بودن شما را مطرح می کنند. آیا در کارتان تداخلی ایجاد شده است؟
یکی از سازمان های نظارتی برای من نامه ای ارسال کرد و من هم استدلال های خودم را بیان کردم . من معلمم و مامور شده ام به سازمان تربیت بدنی و هفته ای 2 روز هم در شورا هستم و عضویت در شورای شهر را نیز شغل نمی دانم. در هر صورت من تابع قانون هستم اما هنوز پاسخی از آن سازمان نیامده است.
بحثی را هم مطرح کرده بودند که از امکانات شورای شهر برای پرسپولیس استفاده می شود؟
آن خبرگزاری که این خبر را داده اگر به صراحت مورد را بگوید من جواب خواهم داد. شورای شهر یک نهاد نظارتی است و اجرایی نیست و شورا هیچ اختیاری از نظر منابع مالی و امکانات ندارد و خود شورا بودجه اش را از شهرداری می گیرد و در آن جایی برای کمک به اشخاص وجود ندارد.
کاندیداتوری شما در انتخابات مجلس چه قدر جدی است؟
من تا سه سال و نیم آینده در شورای شهر ماموریت دارم و نماینده مردم هستم و تعهد دارم. به همین دلیل تا پایان دوره در شورای شهر خواهم بود.
تعداد طرفداران پرسپولیس بیشتر است یا استقلال؟
در بازی پرسپولیس و استقلال امسال که استقلال میزبان بود تعداد جمعیت استادیوم نشان می دهد که جمعیت هواداران ما بیشتر است. در آن بازی 65 درصد ورزشگاه پرسپولیسی بودند اما مهم این است که پرسپولیس و استقلال از پرطرفدارترین تیم های دنیا هستند و این تعداد تماشاگر برای پرسپولیس واقعا منحصر به فرد است.
حمایت پرسپولیس از کاندیداتوری علی آبادی
نظر شما درباره کاندیداتوری آقای علی آبادی در انتخابات فدراسیون فوتبال چیست؟
قانون به آقای علی آبادی اجازه داده که کاندید شوند و ما هم به قانون احترام می گذاریم و در جلسه هیات مدیره نیز ما این موضوع را مورد بحث قرار دادیم و تصمیم گرفتیم که به عنوان باشگاه پرسپولیس از حضور ایشان حمایت کنیم.
در یک معامله مدیرعاملی را پذیرفتم
حکم شما دو ساله است؟
بله
برنامه شما برای ماندن یا نماندن در پرسپولیس چیست؟
من سرباز هستم. به من گفتند بیا اینجا کار کن آمدم و هر زمان هم بگویند نباش، نخواهم بود . من برنامه دو ساله دارم.
خود شما تصمیم به ماندن دارید؟
اگر از من باشد، نه.
چرا؟
خوب دیگر.
پس چرا این سمت را قبول کردید؟
سوال خوبی است. فکر می کنم در یک معامله این پست را پذیرفتم. اما امروز می بینم که نمی توانم به پرسپولیس کمک زیادی بکنم. فکر می کنم بهتر است کس دیگری بیاید که از من بهتر کار کند.
یعنی بعد از پایان فصل استعغا می دهید؟
بله
اگر از شما بخواهند بمانید، چطور؟
سعی می کنم دوستانی را که از من می خواهند بمانم، مجاب کنم که از شخصیت های دیگر استفاده کنند.
دلیل خاصی دارد؟
فکر می کنم مدیران ورزشی خوبی داریم که توانایی علمی و تجربه خوبی دارند. آنها بهتر می توانند کمک کنند.
نظر شما درباره ورود چهره های سیاسی به ورزش و ورود چهره های ورزشی به سیاست چیست؟
شورای شهر نهادی نظارتی است نه سیاسی.
اما شما چهره ای سیاسی هستید؟
لطف شماست. گذشته من این نظر شما را تایید نمی کند .چون من 24 سال سابقه کار در آموزش و پرورش دارم و در هیچ حزب و گروهی هم فعالیت نکرده ام. فقط در بسیج بوده ام و اگر شما بسیج را سیاسی می دانید، بله در غیر اینصورت من در هیچ حزبی نبوده ام.
پرسپولیس بازیکن یاغی هم دارد؟
یاغی یعنی چه؟
یعنی سرکش یعنی حرف گوش نکن!
در همه جای دنیا آدم های سرکش هستند.
راهکار شما چیست؟ آیا برخورد چکشی را در قبال بازیکنان سرکش به کار می گیرید یا راه دیگر؟
برخورد چکشی را نیز باید برای من معنی کنید!
یعنی همان اقدامی که در رابطه با شیث رضایی صورت گرفت!
منظورتان چیست؟دو اصل تنبیه و تشویق از اصول مترقی اسلامی است که اگر به جا و مناسب انجام شوند، هر انسان سرکشی را تادیب می کند.
درباره واکنش شما به شیث چه طور!
چه واکنشی نشان داده ام؟
همین که در ترکیب قرار نمی گیرد!
خیر، بحث این نیست که چون رضایی مصاحبه کرده است در ترکیب قرار نمی گیرد. ببینید شیث بازیکن خوبی است و در دو بازی استقلال اهواز و استقلال تهران، آن شیث واقعی نبود و مربی تشخیص داد که برای وارد کردن تلنگر او را روی نیمکت قراردهد. اما برای ما فقط منافع باشگاه در اولویت است و اگر کسی بر علیه مدیران،منافع باشگاه و مربیان صحبت کند، به کمیته انضباطی می رود.
یک پیشنهاد برای جذب بازیکن
شنیده ایم که در زمان نقل و انتقال بازیکنان از رئیس جمهور درخواست کمک مالی برای خرید بازیکن داشته اید و ایشان گفته اند در محله ها آگهی بزنید که به "تعدادی بازیکن فوتبال نیازمندیم" و به همین روش بازیکنان خوب و ارزانی را می توانید جذب کنید؟
نخیر، آقای احمدی نژاد در حق ورزش و پرسپولیس لطف دارند و نظر کلی ایشان این است که استعدادهای بسیاری در جامعه نهفته است که باید از آنها استفاده شود اما نه اینکه پرسپولیس برود از محله ها بازیکن جمع کند. این صحبت را ایشان نداشته اند.
خود شما استقلال هستید یا پرسپولیسی؟
من حتما پرسپولیسی هستم.
آخر می
گویند آقای سعیدلو رئیس هیات مدیره پرسپولیس استقلالی است؟
(با خنده) من نپرسیدم، شما اگر ایشان را دیدید، بپرسید.
اگر از جوانان بپرسید می گویند عشق اما من می گویم صمیمیت
آقای کاشانی نظر شما درباره این اسامی چیست؟
1 – علی دایی
اسطوره گل زنی در کشور
2 – استقلال
رقیب رفیق
3 – حسن بیادی
دوست خوب من
4 – فتح الله زاده
مدیر با تجربه
5 – احمدی نژاد
خستگی ناپذیر
6 – پرسپولیس
اگر از جوانان بپرسید می گویند عشق اما من می گویم صمیمیت
7 – سعید لو
پرتلاش
8 – علی آبادی
بی ادعا
9 – قطبی
صادق
10–پروین
اسطوره
11– انصاری فرد
مدیر عامل سابق و پیشکسوت پرسپولیس
12 – شیث رضایی
جوان با استعداد
حتما به سرنوشت انصاری فرد دچار میشوم
به عنوان آخرین سوال، می گویند سیاست بی پدر و مادر است. ورزش چطور؟ فکر نمی کنید روزی به سرنوشت انصاری فرد دچار شوید؟
حتما اینگونه می شود شک نکنید هر وقت صلاح بدانند من بروم، حتما می روم.
چه کسی صلاح می داند؟
رئیس سازمان تربیت بدنی
پس احساسات و مطالبات هواداران چه می شود؟خاطرتان هست که با همین حاشیه ها پرسپولیس جام حذفی فصل قبل را از دست داد؟
شاید روزی سازمان به این نتیجه برسد که از طریق نظرخواهی از هواداران مدیر تیم ها را انتخاب کند.
یک خبر خوب هم به ما بدهید؟
بنویسید در پرسپولیس هیچ مشکلی وجود ندارد و همه با شادابی در تمرینات حاضر می شوند و به سمت قهرمانی حرکت می کنیم و حال خوردبین هم خوب است.
اقتصاد يا سياست
اسدالله عسكراولادي رو كه ميشناسين از اون مايه داراي روزگار، حبيب الله عسگراولادي رو هم كه ميشناسين از چهره هاي سياسي ايرانه اين دوتا برادرن چند روز پيش تو نمايشگاه رسانه هاي ديجيتال اسدالله رو ديدم خيلي مسخرست كه هركس ميديدش به جاي اينكه واسه معرفيش بگن طرف سرمايه داره طرف ميلياردره ميگفتن داداش عسگراولاديه!!
يه اين نتيجه رسيدم كه سياست يه سر و گردن از اقتصاد بالاتره/
البته مصاديق ديگه اي هم هست/












